چند جمله در احوالات مصلی رشت


چند روز قبل از برگزاری مراسم اعتکاف خبری موجب بهت و حیرت شد. خبر از عدم موافقت دفتر امام جمعه رشت از برگزاری اعتکاف در مصلی با توجه به هماهنگی های انجام شده و بدون ذکر هیچ گونه دلیل و توجیهی حکایت میکرد.خبری که حدود 30 ساعت قبل از شروع برگزاری مراسم معنوی اعتکاف بود. تلاش ها هم برای ارتباط گیری با مسئول دفتر امام جمعه به ثمر نرسید! در این میان نکته ای که ذهن هر شنونده ای را به خود مشغول می کرد این بود که مسئولینی که باید حامی و مشوق این گونه مراسمات باشند خود مانع و سرعت گیر شده اند.
واقعیت ماجرا این است که دفتر نماینده ولی فقیه با مشکلات بزرگتری مواجه است و بحث لغو برنامه اعتکاف بهانه ای شد برای پرداختن به آنها.
متاسفانه دفتر امام جمعه رشت به جای پرداختن به مشکلات مردم و معضلات بسیاری که در سطح استان وجود دارد دچار برخی مسائل حاشیه ای شده است که نارضایتی اقشار مختلف مردم را هم در پی داشته است.
یکی از این اقدامات حاشیه ای و غیر مرتبط با وظایف روی آوردن به برخی فعالیت های اقتصادی است. ساخت مجتمع تجاری آدینه با هزینه هنگفت درست در محوطه مصلی رشت از جمله اقداماتی است که به هیچ وجه قابل توجیه و با عقل و منطق سلیم سازگار نیست. آقایان مسئول آیا فکر نمیکنند ساخت چنین مجتمعی در جوار مصلی مسائل حاشیه ای و ذهنیت هایی ایجاد می کند و پس از تکمیل نیز معضلات فرهنگی را در پی خواهد داشت؟
اگر این موضوع را در کنار ساخت حوزه علمیه در کیلومتر 5 اتوبان رشت - تهران قرار دهیم بیشتر به عدم تدبیر مسئولان مربوطه پی می بریم. چرا که بر همگان واضح و مبرهن است وجود حوزه علمیه در در حریم شهر ( جای مجتمع تجاری آدینه ) می توانست ثمرات و فواید بی شمار فرهنگی و اجتماعی در پی داشته باشد که البته این نوع عملکرد از نگاه مادی و سود محور بودن مسئولان مربوطه نیز حکایت دارد.
یکی دیگر از اقداماتی که هر از چند گاهی نظرها را به سمت مصلی جلب می کند نصب بنرهایی با محتوای تبلیغاتی و نه چندان جالب است که به نظر می رسد هیچ وجه و کاربردی جز اسراف و خودستایی ندارد که متاسفانه این نوع عملکرد نیز در ایجاد ذهنیت منفی در اذهان مردم و به خصوص جوانان نسبت به امام جمعه نقش موثری داشته است.
یکی دیگر از مسائل و معضلات و شاید مهمترین آنها شکل گیری حلقه ای خاص و بسته در اطراف امام جمعه رشت است. حلقه ای از نزدیکان ، مشاورین و مسئولین که مانع هرگونه تماس و ارتباطی از جانب منقدین با امام جمعه خود می شوند. فضای بسته اطلاعاتی و تحلیلی ای که در گذشته بسیاری از علما و بزرگان را به ورطه ی هلاکت و نابودی کشانیده است !
مسائل و مشکلات مختلف و سوال ها بسیارند. سوال هایی که در طول ده سال سابقه مسئولیت آقایان هیچ پاسخی دریافت نکرده است. مسئولینی که حضرت آقا پاسخ گویی به مردم را از وظایف آنان می دانند.

22 خرداد پایانی بر نفاق 20 ساله

پس از گذشت 3 سال از انتخابات 22 خرداد 88 و حوادث پس از آن پرداختن به ماهیت و زوایای مختلف این فتنه محل کنکاش و تدقیق بیشتری دارد.یکی از زوایای مغفول حوادث انتخابات بررسی شخصیتی است که در ایجاد و هدایت بحران ها سبقه ی تاریخی دارد.
بی شک یکی از عناصر دخیل و اصلی در حوادث انتخابات سال 88 موسوی خوئینی هاست. شخصی که در بسیاری از بحران سازی های پس از انقلاب حضوری فعال و هدایت گر داشته است. از مواردی که وی نقش مستقیمی در آن حوادث داشته است می توان به بحران تسخیر سفارت آمریکا بدون جلب نظر حضرت امام که البته با درایت ایشان به فرصتی برای نظام مبدل شد ، بی سرانجام گذاشتن پرونده ی انفجار دفتر نخست وزیری و آزادی متهامان پرونده مانند بهذاد نبوی و ... ، ماجرای تیر 78 وحوادث پس از آن و مهمتر از همه انتخابات 88 و فتنه پس از آن اشاره کرد.پس از جدایی برخی از چهره های جوان جامعه روحانیت و شکل گیری مجمع روحانیون مبارز جامعه کاملا به سوی فضای دو قطبی شدن سوق پیدا نمود.با این شرایط و پس از عزل منتظری از قائم مقامی رهبری ، یکی از برنامه ها و شاید به تعبیر مناسب تر آرزوهای جریان چپ به رهبری مجمع روحانیون مبارز ، انتخاب جانشین حضرت امام از میان اعضای این مجمع بوده است. چهره های شاخص و مطرح و به نوعی شاید کاندیدای مجمع روحانیون با توجه به جایگاه موسوی خوئینی ها در مجمع کسی جز وی نبوده است. این مسئله از آنجا مورد تایید بیشتر واقع می شود که بدانیم موسوی خوئینی ها در اجلاس خبرگان رهبری جهت معرفی جانشینی حضرت امام از معدود کسانی بوده که رای منفی به رهبری حضرت آقا داده است. این ماجرا به نوعی آغاز تقابل مستقیم موسوی خوئینی ها با نظام و رهبری تلقی می شود.پس از معرفی مقام معظم رهبری نیز هیچ گاه همراهی و تبعیت از فرامین ایشان نیز از سوی وی  مشاهده نشده است. و در مقابل هرجا تقابل و رویارویی با نظام و رهبری بوده، این فرد به نوعی در ماجرا دخیل بوده و نقش هدایتگری جریان عناد و دشمنی را به دست گرفته است. نگاهی به حوادث مربوط به سال 78 به وضوح از نقش مستقیم و هدایتگر وی در جریانات شوم آن روزها حکایت دارد که پرداختن به آن خود مجال ویژه ای می طلبد.در تمام حوادث مورد اشاره موسوی خویینی ها با سازماندهی نیروها خود در پس پرده فعالیت می نمود واز این رو پدر معنوی جریان نفاق شاید بهترین لقب برای این شخص باشد. یکی از بزرگترین دستاوردهای نظام در حوادث مربوط به انتخابات 88 افتادن پرده از چهره اشخاص و جریان هایی بود که دائما در حال سنگ اندازی در مسیر نظام و دشمنی با آن بوده اند. شناخت عناصر زاویه دار با نظام و شناساندن آن به مردم فرصت ویژه ای برای نظام در پاکسازی و خالص سازی آن فراهم نمود که شاید با هیچ حادثه ای این امر حاصل نمیشد.موسوی خوئینی ها هم از جمله کسانی بود که با فرض اینکه قطعا نظام در مواجهه با جریان انتخابات یارای مقابله ندارد تمام قد و اینبار آشکار تر  به نقش آفرینی ، منسجم نمودن نیروها و جهت دهی به آنان پرداخت و کینه عمیق خود را نسبت به ولایت فقیه آشکار نمود. این حوادث و اتفافات موجب به معرفی کامل این شخص و جریانات همسو برای مردم فراهم نمود و به تعبیر حضرت آقا فضای سیاسی کشور را تا حد زیادی از لوث وجود میکروبهای سیاسی پاک نمود.

سوزن چرا... یک جوال دوز به خودمان

یک نکته ی کوتاه:

همه ی دوستانی که کم و بیش به وبلاگ حقیر سرزده اند می دانند که بنده بارها در این وبلاگ مراتب ارادتم را به دوستان عزیز کیهانی اعلام نموده ام. همین مراتب ارادتم به دوستان کیهانی و بالاخص برادر حاج حسین سبب شد تا این یک نکته را از روی علاقه به همسنگران و بلکه فرماندهان عزیزم در جبهه ی جنگ نرم در کیهان یادآور شوم...











                          

تصویر روزنامه کیهان روز پس از پایان اجلاس شانگهای

همه ایرانیان از عوام و خواص، سیاسی و غیر سیاسی می دانند که علم دار سیاست خارجی جمهوری اسلامی دولت است. و منهای تعیین سیاست های کلی نظام، اداره ی امور دیپلماسی بر عهده ی دولت منتخب ملت می باشد.  و باز همه می دانیم در این برهه ی حساس و تاریخی و همچنین سرنوشت ساز دولت جناب آقای احمدی نژاد با وجود تمام انتقادهای درون گفتمانی که به ایشان وارد می دانیم بدون کوچکترین تردیدی کاملا منطبق با آرمانهای نظام جمهوری اسلامی و خواست امام راحل و حضرت امام خامنه ای با در نظر گرفتن سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در جنگ سخت دیپلماسی کوتاهی نکرده است و این مسیر را تاکنون به خوبی پیموده است.

اما اتفاقی که در این بین افتاده این است که به رغم حضور فعالانه ی دولت جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف سیاست خارجی عدم همراهی مطبوعات بالاخص روزنامه ی وزین کیهان با این عملکرد مثبت دولت جمهوری اسلامی می باشد و این در حالیست که دشمنان داخلی و خارجی به دروغ بر طبل انزوای سیاسی ایران می کوبند.  شاید کمترین انتظار از دست اندرکاران محترم روزنامه ی کیهان اشاره ای هرچند مختصر در صفحه ی نخست به حضور ایران در یکی از مهمترین اجلاس های جهانی به نام شانگهای بود. اجلاسی که در آن اعضای عضو مانند چین و روسیه و ایران به عنوان عضو ناظر در عالی ترین سطح در آن شرکت داشتند و چشم همه ی رسانه های جهان بدان دوخته شده بود تا مانند همیشه به دروغ خواسته های خود را به مخاطبان خود انتقال دهند.اجلاسی که با دیدار رییس جمهور با روسای جمهور دو کشور موثر روسیه و چین نیز همراه بود.
متاسفانه این روند در موارد مشابه نیز مشاهده شده است و شاید این انتظار زیادی از برادران کیهانی نباشد که در این مدت باقیمانده با دولتی که واقعا در حال زحمت کشیدن است مهربان تر باشند...