در طول سه دهه عمر جمهوري اسلامي بارها با حوادث و رويدادهايي مواجه شده ايم كه همگي موئيد يك جمله ي آشناست" اين نظام و انقلاب صاحب دارد. " رويدادها و حوادثي كه هركدام به تنهايي مي توانست پايان بخش عمر هر حكومت و نظامي باشد. جنگ تحميلي و مقابله ي مستقيم و غير مستقيم با 32 كشور قدرتمند منطقه اي و فرا منطقه اي، غائله آفريني‌ها و ترورهاي مكرر منافقين، واقعه طبس، كودتاي نافرجام نوژه، تحريم هاي متعدد سياسي و اقتصادي، روي كار آمدن خاتمي، اغتشاشات 18 تير و اغتشاشات سال 88 به عنوان آخرين مورد آنها از نمونه‌هايي است كه مي توان ذكر كرد. عبور عزتمندانه از اين موانع تنها با عنايت خداوند و تدبير امام خميني و جانشينش حضرت امام خامنه اي ممكن بود. شايد يكي از  پر مخاطره ترين و هزينه سازترين برهه‌ها براي نظام دوران رياست جمهوري خاتمي بود. محمد خاتمي كه پيروزيش در انتخابات را مديون ناكارامدي دولت سازندگي و رنگ عمامه اش بود از طرف دول غربي شديدا مورد حمايت قرار گرفت. اين حمايتها و عنايت ويژه‌ي خاتمي و اطرافيانش به آنها چنان بود كه امريكايي ها خود را در اين پبروزي سهيم ديدند و بعد از گذشت 6 روز از انتخابات ليست درخواستشان از دولت خاتمي را با بي شرمي تمام ارائه كردند.

دولتمردان آمريكا چند روز پس از انتخاب خاتمي فهرست 10 اقدام مهم براي ايران جهت نزديكي به آمريكا را مطرح كرد كه عبارت بودند از:

1- در كابينه جديد افرادي وزارت كشور و وزارت دفاع را بدست گيرند كه با آمريكا و غرب نظر مخالفي نداشته باشند.  2- حكم قتل سلمان رشدي باطل شود 3- لشكر قدس منحل گردد 4- اجازه استرداد دو متهم كه از سوي مقامات سوئيس به خاطر كاظم رجوي حكم پيگيري آنان صادر گرديده است، داده شود 5- به توليد سلاح هاي كشتارجمعي خاتمه داده شود 6- خاتمه دادن به دخالت در امور ساير كشورها به ويژه در خاورميانه 7- پايان دادن به مخالفت با روند صلح (به رسميت شناختن اسرائيل) 8- آزادي مطبوعات، مجلس، مذهب و حكومت قانون 9- تساوي حقوق زن و مرد در زمينه هاي سياسي اجتماعي و فرهنگي 10- آزادگذاشتن زنها در انتخاب لباس و شغل!

محمد خاتمي نيز كه حمايت دول غربي و در راس آنها آمريكا را براي دوام دولتش بيشتر از حمايت مردم  مي پسنديد  تمام تلاش خود را براي جلب نظر آمريكايي ها بكار بست. خاتمي در مصاحبه اي با سي ان ان در 18 دي 76 از ملت بزرگ آمريكا به خاطر گروگانگيري (لانه جاسوسي) عذرخواهي كرد و گفت در بحبوحه شور انقلابي بوده است، از آتش زدن پرچم آمريكا هم اظهار شرمندگي كرد و لينكلن رئيس جمهور كشته شده‌ي امريكا را شهيد راه آزادي ناميد. در اين زمان سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا با حمايت از لحن خاتمي وارد ميدان شد. اما حمايتها از خاتمي در دولت امريكا در اين سطح متوقف نشد و چند روز بعد مادلين آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا گفت: هيچ گونه ترديدي وجود ندارد كه انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري موجب وسوسه و تحريك ما براي نزديكي به ايران شده است.
اظهار خرسندي اصلاح طلبان از خرسندي آمريكا از انتخابشان تا آن اندازه بود كه گويي بدون تاييد آمريكا شايد ايراني وجود نخواهد داشت. به خاطر همين بود كه عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاريس در تاريخ 8 فروردين 77 اظهار خرسندي مي كند كه آمريكا كشور ما را به رسميت شناخته است و گفت: اظهارات رئيس جمهور آمريكا در مورد عيد فطر و عيد نوروز و بيان اينكه طرح داماتو قابليت اجرايي ندارد به نظرم همگي نشانگر آن است كه دولت آمريكا در حال تجديد نظر در برخي مواضع خود است. آنچه اهميت دارد آن است كه آمريكا ملت و كشور ما را به رسميت شناخته و در صدد تضعيف آن نيست!

انتخاب عبدالله نوري به عنوان وزير كشور (كه بعد از مدتي متهم شد به اهانت به احكام نوراني اسلام و مقدسات مذهبي، اهانت به بنيان گذار جمهوري اسلامي حضرت امام از طريق بدعت گذار معرفي كردن معظم له و استعمال كلمات و عبارات موهن و مقابله با برخي از نظرات و ديدگاه هاي اصولي حضرت امام، افترا و نشر اكاذيب به منظور اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي و  فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي.) و انتخاب مهاجراني به عنوان وزير فرهنگ ( كه او نيز بعد از بركناري از وزارت، به علت تحت تعقيب قضايي بودن به خاطر مفاسدي كه مرتكب شده بود به انگليس گريخت و در آنجا بزرگترين افتخارش را يادگيري زبان عبري دانست و با رسانه هاي انگليسي عليه نظام همكاري كرد)، انتقاد از حكم قتل سلمان رشدي و مقاير با اهداف جمهوري اسلامي دانستن آن، اعطاي مجوزهاي بي حساب به مطبوعاتي كه هيچ حد و مرزي براي خود قائل نبودند، حملات مكرر به بسيج و سپاه پاسداران، پذيرش توقف فعاليت هاي صلح آميز هسته اي، اعلام عدم حمايت از مقاومت مردم لبنان و فلسطين، دادن آزادي عمل به بهائيان و ديگر فرق انگليسي، حمايت از گسترش فعاليتهاي فمينيستي و ترويج ابتذال و بي بند و باري از طريق سينما و همايش هاي گوناگون دولتي از جمله اقدامات دولت خاتمي براي نزديكي به امريكا و جلب نظر آنها بود. اما در مقابل همه ي اين اقدامات مذبوحانه و رذيلانه‌ي خاتمي، آمريكايي ها  ايران را در محور شرارت قرار دادند، قانون تحريم ايران را در مورد كنسرسيوم فرانسوي، روسي و مالزيايي به اجرا گذاشتند (8 مهر 76)، با دعوت سه تن از اعضاي ارشد منافقين به كاخ سفيد به آنها رسميت دادند، يكصد تن از نمايندگان مجلس سنا طرحي تحت عنوان حفاظت در برابر تهديد موشكي ايران را به مجلس تقديم و با 300 ميليون دلار بودجه تصويب كردند(10 بهمن 76)، شليك دو موشك در 7 آذر و 5 بهمن به خاك ايران، تحريم دو شركت كانادايي و انگليسي به خاطر قرارداد نفتي با ايران (1 اسفند 77)، امضا قرارداد پيمان مشترك نظامي با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس براي مقابله نظامي با ايران، نمايندگان آمريكا با 420 نماينده به اتفاق آرا طرح مجلس سناي آمريكا را مبني بر تحريم كشورهايي كه با ايران همكاري تسليحاتي دارند تصويب كردند (12 اسفند 78)، رئيس جمهور آمريكا تحريم نفتي سال 1995 را كه به موجب آن شركت هاي نفتي اين كشور اجازه بستن قرارداد و همكاري هاي نفتي با ايران را ندارند، تمديد كرد، بيل كلينتون در نامه اش به نمايندگان آمريكا نوشت: سياست ها و اعمال ايران همچنان تهديد كننده منافع ملي، سياست خارجي و اقتصادي آمريكا است، لذا تحريم نفتي ايران بايد تمديد شود (24 اسفند 79)، آلبرايت وزير امور خارجه آمريكا در شوراي ايرانيان مقيم آمريكا، ايران را متهم به سركوبگري در داخل، حمايت از تروريسم، آزارمذهبي عليه بهائيان و دستگيري 13 جاسوس يهودي كرد (14 فروردين 79) و ده ها مورد ديگر. خلاصه‌ي كلام اينكه در خرداد 76 دولتي در ايران بر سركار آمد كه تمام رويكرد و هدفش جلب رضايت و حمايت  دشمن  انقلاب و مردم بود. كابينه اي كه حاصل تلاش و برنامه‌ريزي چندين ساله‌ي دشمنان جمهوري اسلامي بود. اما اين بار نيز مانند دفعات قبل دشمنان نظام به ياري خداوند و با تدابير ويژه‌ي حضرت امام خامنه اي ناكام ماندند.

ادامه دارد ...