چند نکته در مورد انتخابات ریاست جمهوری
۱- اخلاق سیاسی اقتضا می کند برخلاف کسانی که ۴ سال پیش با شکست در انتخابات جمهوریت نظام را زیر سوال بردند و از هیچ جنایتی برای به کرسی نشاندن توهمات خود ابایی نورزیدند و با هرج و مرج و اغتشاش حلاوت پیروزی بزرگ مردم را به تلخی مبدل کردند به منتخب مردم تبریک بگوییم و از خداوند موفقیت ایشان را در جهت پیاده سازی اهداف نظام مسئلت نماییم و البته مرام اصولگرایی جز این نیست.
۲- پیروز واقعی انتخابات نظام است. مشارکت ۷۳ درصدی مردم در انتخابات حاکی از اعتماد گسترده مردم به نظام جمهوری اسلامی است. همان نظامی که در انتخابات گذشته توسط فتنه گران متهم به تقلب ۱۱ میلیونی شد از ۷دهم درصد آرای نامزد پیروز چنان حمایتی کرد که فتنه گران هم انتخابات ایران را دموکراتیک ترین انتخابات دنیا نامیدند.
۳- در مورد دلایل انتخاب و رای به آقای روحانی به موارد زیر می توان اشاره کرد:
- تعدد نامزدهای اصولگرا و عدم وحدت گفتمانی و اشتباه گرفتن رقیب به دلیل اطمینان از پیروزی در انتخابات.
- تخریب های گسترده علیه دولت و شخص رئیس جمهور خصوصا توسط اصولگرایان و نامزدهای آنها بدون ارائه تحلیلی منصفانه و واقع بینانه از شرایط کشور و فشار خارجی به تصور اینکه می توانند از زیر بار مشکلات به وجود آمده شانه خالی کنند غافل از اینکه مردم طیف های مختلف اصولگرا را به صورت واحد در برابر جریان مقابل می بینند و این تخریب ها به ضرر خود کاندیداهای اصولگرا انجامید.
- ارائه چهرهای متفاوت از آقای روحانی در مناظرات و با نمادهای خاص و البته روحانی بودن آقای روحانی که مخصوصا در مناطق روستایی امتیازی تعیین کننده به شمار می آید ( توجه به آرای بالای ایشان در مناطق روستایی)
- شرایط اقتصادی کشور تحت تاثیر تحریم ها و منجی نمایی از آقای هاشمی به صورت گسترده در برخی رسانه ها به عنوان کسی که می تواند حلال مشکلات باشد! و رد صلاحیت وی که موجب شد چهره ساختگی وی محفوظ بماند و حمایت هاشمی از روحانی
- همواره در صورت تعدد نامزدهای انتخابات ، مردم (در این دوره ۳۵ تا ۴۵ درصد) تصمیم گیری را به روز های آخر محول می نمایند که البته جو و فضای ایجاد شده در روزهای پایانی تاثیر بسیار بالایی در تصمیم گیری مردم می گذارد که در این دوره دقیقا شاهد این مسئله بودیم. بعد از مناظره سوم و خودزنی کاندیداهای اصولگرا موج به نفع آقای روحانی ایجاد شد و با کناره گیری عارف این مسئله تشدید شد و در مقابل هیچ راهکاری برای این مسئله اندیشیده نشد.
۴- اصلاح طلبانی که در ۹ انتخابات گذشته شکست های سختی از اصولگرایان متحمل شده اند رای آوری آقای روحانی را مدیون حمایت اصلاح طلبان و اقبال مردم به ایشان را اقبال به اصلاح طلبان قلمداد می کنند. دراین که اغلب جماعت اصلاح طلب متوهم هستند هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد ولی جهت تنویر افکار باید گفت که اولا آقای روحانی هیچگاه خود را اصلاح طلب معرفی نکرده است و در کنار مواضع قابل تامل مواضع اصولگرایانه هم از ایشان کم دیده نشده دوما اینکه کاندیدای اختصاصی اصلاح طلبان که با پرچم اصلاحات و با حمایت محمد خاتمی و دیگر اصلاح طلبان پا به عرصه گذاشت در آخرین نظر سنجی ها (همان نظر سنجی هایی که از رشد آرای روحانی حکایت می کرد ) کمتر از ۱۰ درصد آرا را به خود اختصاص داده بود. موید عدم اقبال مردم به اصلاح طلبان آرای آقای مسجد جامعی سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران است که از بین ۲ میلیون و ۷۸۶ هزار رای فقط ۲۸۱ هزار رای را به خود اختصاص داده است یعنی فقط ۱۰ درصد شرکت کنندگان.
۵- هرچند که به آقای قالیباف رای نداده ام و انتقاداتی هم نسبت به ایشان دارم ولی معتقدم در صورت اجماع اصولگرایان بر روی ایشان نتیجه انتخابات قطعا در دور آول رقم نمی خورد و در دور دوم با توجه به دو قطبی شدن فضا و انسجام بدنه اجتماعی اصولگرایان احتمال پیروزی آقای قالیباف محتمل تر به نظر میرسید.
۶- بعضی از دوستان حزب اللهی از شکست در انتخابات صحبت میکنند ولی باید دانست که در راه انجام وظیفه و تکلیف شکست معنایی ندارد. ما موظف بودیم در جهت گفتمان انقلاب کار کنیم و این کار را هم انجام دادیم و به آن افتخار هم میکنیم . انشاالله خیر و مصلحت نظام در انتخاب روحانی بوده است و باید توجه داشته باشیم که عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم.
۷- در شرایط حاضر وظیفه اصولگرایان از یک سو کمک و همیاری با منتخب مردم در جهت برآوردن نیاز ها و حل مشکلات در کنار نقد عالمانه و دلسوزانه و جلوگیری از نقش آفرینی فتنه گرانی که سعی در تحمیل خود به رئیس جمهور منتخب دارند می باشد و از سوی دیگر نقد درون گفتمانی و بررسی دقیق چرایی نتیجه انتخابات با بازسازی تشکیلاتی و وحدت و همدلی. قطعا اصولگرایان میتوانند بار دیگر با برنامه ریزی دقیق و کار خالصانه اقبال مردم را به سمت خود جلب کنند. ۷ دهم درصد چیزی نیست ...
سید سجاد محمدی

بسم رب المهدی