به بهانه ی برگزاری مسابقات "یوروویژن" در جمهوری آذربایجان


در سالیان اخیر رفتار حاکمان جمهوری آذربایجان و وضع قوانین جدید در این کشور با اهداف اسلام ستیزی و شیعه گریزی از جمله اقدامات دولت سکولار جمهوری آذربایجان بوده است. جدیدترین اقدام این دولت پس از ممنوع کردن حجاب در مراکز آموزشی و دولتی طرح برگزاری مسابقات "یوروویژن" و رژه ی همجنس بازان در حاشیه ی این مسابقات است که با مخالفت علنی بسیاری از متدینین آذربایجانی و تظاهرات ضد دولتی مواجهه شده است.

یکی از حربه های اصلی غرب در تقابل با جوامع اسلامی ترویج ابتذال و اباحه گری بوده که جمهوری آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ترویج اباحه گری ابتدائاً در کشور اسلامی اندلس با فتوای پاپ آغاز شد تا جایی که در نتیجه‌ي آن با کمترین هزینه نظامی و مقاومتی توانستند این کشور را از فتوحات خود به شمار بیاورند. غربی‌ها در قرن معاصر نیز بعد از فروپاشی عثمانی توسط عمال خود فروخته‌ای مانند آتاتورک در ترکیه و رضاخان پهلوی در ایران به ترویج فرهنگ و خشونت غربی در کشورهای مهم اسلامی پرداختند، امری که موجب وابستگی فکری سیاسی و اقتصادی به غرب شد و از سوی طراحان آن "مدرن‌سازی" نام گرفت و پتکی شد بر سر ملل مظلوم مسلمان که بر مبنای آن عقاید اسلامی را خرافه و مخالف پیشرفت دانستند. متاسفانه در ادامه‌ی روند فوق بعضاً نوکران با جیره و مواجب و یا بدون جیره و مواجبی در کشورهای اسلامی ظهور کردند که در عمل به بلندگوی غرب تبدیل شدند؛ کسانی که به قول مرحوم جلال آل احمد از تمدن غرب فقط بُعد ظاهری آن را فرا گرفته بودند.

 

با ظهور حضرت روح الله، بساط غرب پرستی در ایران برچیده شد و تلاشهای غربیها و عمال داخلی آنان بر باد رفت. خیزش حضرت امام و تاسیس نظامی مبتنی بر آموزه های ناب اسلامی الگویی برای کشوری نظیر ترکیه شد و افق راه را برای حضور احزاب اسلام‌گرا فراهم کرد. اما متاسفانه در کشوري مانند جمهوری آذربایجان علیرغم اینکه بیش از 80 درصد جمعیت آن را مسلمانان و شیعیان تشکیل می دهند افرادی پیدا می شوند که عملکردشان بیش از هر چیز، یادآور "آتاتورک‌ها" و "رضاخان‌ها" است.

مردم مسلمان جمهوری آذربايجان در طول حكومت 70 ساله‌ي كفار دين ستيز شاهد به دار آويخته شدن، در دريا غرق شدن و زنده به گور شدن علمايشان و به آتش كشيده شدن كتاب آسمانيشان بودند، اما با دستان خالي مردانه مقاومت كردند و از دين و مذهبشان روي گردان نشدند. شايد وقتي 19 سال پيش مردم زجر كشيده‌ي جمهوري آذربايجان از زير يوغ رژيم ضد دين و شيطاني شوروي رها شدند كمتر كسي از آنان گمان مي كرد كه در بند حاكماني به مراتب ضد دين تر و شيطان صفت تر گرفتار شوند. حاكماني كه به خود جرات دهند در مقابل ملت خود و قوانين اسلام بايستند و با آن مبارزه كنند و دست به اقداماتي بزنند كه حتي سران حزب كمونيست هم با وجود تمام عداوت و كينه اي كه نسبت به اسلام و مسلمانان داشتند، فکر آن را نیز از مخیله‌ی خود عبور نمی‌دادند. شايد اگر ممنوعيت پخش اذان از مناره‌ها، تخريب مساجد و ممنوعيت حفظ حجاب در مدارس و مراكز آموزشي توسط حكومت و حاكمان غير مسلمان ابلاغ و انجام مي‌شد، سنگینی و درد آن به مراتب كمتر از اين بود كه اين اقدامات به دست رئيس جمهوري انجام شود كه در روز تحليفش به قرآن قسم خورده و خود را شيعه‌ي 12 امامي مي‌داند.

به شهادت تاریخ کسانی که خلاف اندیشه‌ها و تفکرات ملت خویش ایستاده‌اند در اندک زمانی سر از زباله‌دانی تاریخ درآورده‌اند. حال باید به دولت مردان جمهوری آذربایجان هشدار داد که اگر روند اسلام ستیزی را همچنان ادامه دهند، باید به زودی منتظر جواب دندان شکن جوانان و مومنان دیار غیرت و شهامت باشند.

 

از کــوچــه‌های مــد یـــ ـنـــ ـــه تا خیابان‌های منامه

فرقی نمیکند در کوچه های مدینه یا در خیابانهای منامهّ،

دست شرطه های حجاز همیشه سنگین است . . .

سیدِ خدا