چند دلیل برای رد صلاحیت جناب هاشمی

۱- عملکرد آقای هاشمی چند ماه پیش از انتخابات سال ۸۸ و زیر سوال بردن شورای نگهبان ومطرح کردن لزوم سلامت انتخابات به نوعی که احتمال انجام تقلب در انتخابات را به جامعه تزریق می کرد و اقدامات بعدی به خصوص نامه نگاری به حضرت آقا ومطرح کردن احتمال شکل گیری شورش و اغتشاش! متاسفانه زمینه ای برای مسائل بعد از انتخابات شد .

۲- پس از انتخابات نیز حمایت بی چون و چرا  از سران فتنه و عدم تمکین از نظر قانونی شورای نگهبان که نقشی اساسی در شعله ورتر شدن اغتشاشات پس از انتخابات داشت و عدم تبعیت از فرامین حضرت آقا در نماز جمعه تاریخی و همراهی با فتنه گرانی که اساس نظام را هدف قرار داده بودند وی را از بازیگران اصلی فتنه قرار داده است.

۳- دفاع و حمایت همه جانبه از فرزندان خطاکار خود در برابر قوه قضائییه به خصوص مهدی هاشمی و جلوگیری از برخورد قانونی قوه قضائییه با وی که نشان از روحیه قانون ستیزی و باند بازی و قبیله گرایی وی دارد.

۴- اظهارات غیر مسئولانه در مورد اسرائیل و لزوم مذاکره با آمریکا بدون توجه به این که این مسائل از حیطه وظایف وی خارج بوده و البته این اظهارات با سیاست های کلی نظام نیز در تقابل آشکار است.

۵- زیر سوال بردن نظام وشورای نگهبان با مطرح کردن بحث لزوم برگزاری  ُانتخابات آزادُ  چند روز پس از مطرح شدن این کلید واژه در اتاق فکر ضد انقلاب خارج نشین که به وضوح از ارتباط گیری و تلقین برنامه های آنها به هاشمی پرده بر می دارد.  

۶- نشاط و پویایی و تحرک از ویژگی های بدیهی و واولیه برای رئیس جمهور است جناب آقای هاشمی متولد سال ۱۳۱۳ هستند و بدین ترتیب با ۷۹ سال سن از نظر جسمی نیز قادر به تحمل بار سنگین ریاست جمهوری نبوده توانایی کار سنگین و مداوم را نخواهند داشت.

بدین ترتیب با توجه به موارد فوق به نظر می رسد شورای نگهبان مانند گذشته وظیفه خود را به درستی و بدون تاثیر پذیری از القائات جریانات سیاسی به نحو احسن انجام خواهد داد و هوچی گری ها و شانتاژها کمترین تاثیری در تصمیم شورای نگهبان نخواهد داشت و البته در صورت تایید صلاحیت ایشان هم باید تابع قانون بود و نظر شورای نگهبان را پذیرفت.

تشرف امام خامنه ای به محضر امام زمان (عج)


آیت الله احدی:
                                                                                                                                         مطلبي را به شما عرض مي کنم شايد نشنيده باشيد. جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان (بيت رهبري) که آقاي رييس جمهور نشسته بود، آقاي هاشمي بود، سران مملکتي بودند، قوه قضاييه، همه بودند. آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام کند. همين که خواست تمام کند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد.

ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله مي کنند که به عنوان تبرک به ايشان دست بزنند. آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره کنند و آن مطلب اين بود: من همه ساله مکه که مي رفتم قبل از رفتن به مکه به محضر آيت الله بهاءالديني مي رسيدم و توصيه مي خواستم از ايشان. ايشان به من توصيه هايي مي کرد و من اين توصيه ها را در سفر مکه عمل مي کردم. بعد هم که داشتم مي آمدم، يک عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه مي خريدم.

اين دفعه که رفتم محضر ايشان (حضرت آیت الله بهاء الدینی) اين مطلب را فرمودند: شما وقتي که مي رويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت که من نمي توانم دقيق به شما بگويم. به خاطر اينکه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت. آن وقت از دو طرف به من دستور داد.

وقتي که قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا، آنجا بنشين و اين ذکر سبعه را بگو. اين ذکر را که گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد.
ذکر سبعه عجيب است، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذکار سبعه را دارد که اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند. ذکر سبعه واقعاً يک ذکريست که معجزه ميکند در نفس انسان عجيب معجزه مي کند.
آقاي صديقي مي گويد، عرض کردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد که من بايد آنجا بنشينم و اين اذکار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم.
حالا همه دارند مثل شما گوش مي دهند همه دارند دقت مي کنند آقاي صديقي چه مي خواهد بگويد.
گفت: وجهش اين است که دارم به شما مي گويم فقط پيش شما بماند.
وقتي که حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي که آمد  که داخل مسجد وارد نشد وقتي که برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد که مي خواست ادامه راه را بدهد نتوانست، آنجا نشست و فکر مي کنم که آن مکان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است. آنجا حاجتتان را بخواهيد.
فرياد گريه جمعيت بلند شد ..
بعد آقاي بهاء الديني مي گويد: اين کار را انجام بده.
ايشان مي گويد: من رفتم اينکار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد، نيت دارد، يا حاجتي دارد. چون خودش مشرف نمي شود.
حالا جالب اين است که حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي کنند از اعيان شخصيتي مملکت، و هم آقاياني که شرکت کننده بودند، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.
گفت: من رفتم مدينه همين کار را انجام دادم، بعد از اين رفتم مکه ديدم از بلند گو صدا مي زنند: آقاي صديقي دوباره بروند مدينه. من دوباره رفتم مدينه، چند روزي مدينه ماندم، وقتي برگشتم به ايران يک عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا، رسيدم، تا سلام عليک کردم بدون اينکه حرفي بزنم.
حاج آقا بهاء الديني فرمودند: ميداني ثمره ذکر امسال چه بود؟                                                         گفتم: نه
گفت: نمي داني ثمره ذکر امسال چه بود، نگرفتي؟
گفتم: نه
فرمود: امسال ثمره ذکر شما يکي اين بود که شما دو بار آمديد مدينه
گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه.
گفت: بله آنجائي که نشسته بوديد ذکر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.
اين نوارش دربيت آقا هست، دم در که مي فروشند، نوار سه سال قبل فاطميه
بعد برگشت و گفت:
ثمره دوم اينجا بود:
که تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدر مردم به خودشان زدند و گريه کردند که آقا تشريف بردند؛ ديدند که ديگر نمي شود جمعيت را اداره کرد.
فرمودند: ثمره دوم اين بود که آن نيتي که من مي خواستم، به آن نيت رسيدم، و آن اين بود که امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد.
                                                                                                                                              منبع:شیعه آنلاین                                                                       
                                                                                                                                          * حضرت آیت الله بهجت در مورد حضرت آیت الله بهاءالدینی فرموده بودند : من بوی امام زمان را از منزل آیت الله بهاءالدینی میشنوم.                                                                                                                

* آیت الله بهاءالدینی در دیدار با حضرت آقا اصرار می کنند که دست حضرت آقا را ببوسند و وقتی که با منع ایشان مواجه می شوند میفرمایند:((اجازه بدهید تا من دستتان را ببوسم تا فردا که به محضر جده ام زهرا مشرف شدم به ایشان عرض کنم دست ولی خود را بوسیدم.))  

اللهم احفظ وانصر امامناالخامنه ای