اعتصاب غذا به سبک جرسی ها

سایت ضد انقلاب جرس که به خاطر مطالب طنز خود به جفنگ معروف شده است با درج عکس هایی ، خبر از اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه کردستان در اعتراض به اعدام تروریستهای پژاک داده است.
جدای از خنده دار بودن این مدعا به خاطر حضور دانشجویان در سر میزهای دیگر و احتمال ترک میز توسط دانشجویان برای گرفتن عکس و تناول غذای اعتصابی توسط آنها بعد از گرفتن عکس ،جا دارد از دست اندرکاران این سایت ضد انقلاب به خاطر اطلاع رسانی اشان درباره وجود دانشگاهی با چنین سلف سرویس تمیز و مرتبی و خوراک ماهی پلو در استان مرزی و محروم کردستان تشکر نماییم .
همچنین از دولت که چنین امکاناتی را برای اعتصاب غذا در استانهای محروم به ویژه  برای دانشجویان ستمدیده! کردستان ، آماده نموده کمال تشکر را داشته باشیم.
 

به شدت  اعتصاب غذا در اطراف عکس دقت نمایید.

 

پ.ن :دوستان سبز این ور آبی و اون ور آبی اگه قصد ابراز لطف دارید لطفا برای تنوع  از واژه های(فحش) جدید استفاده کنید.

گل واژه های زیر قبلا از طرف هم قطارانتان ( هم اسطبلی هایتان) نثار بنده شده :                          

جانی آدم فروش متحجر کثافت خائن وطن فروش جیره خوار  خودفروش  مزدور  و....

قوه ی عدلیه کماکان در اغما

 

31 سال از عمر انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد. در این سالها ، انقلاب حوادث تلخ و شیرین بسیاری به خود دیده است.از قائله آفرینی های ضد انقلاب گرفته تا ترورهای متعدد ، و از جنگ تحمیلی گرفته تا محاصره و تحریم های سیاسی و اقتصادی بی پایان.

 اما به جرات می توان سال 88 را از حیث حوادث گوناگون به عنوان نقطه ی عطفی در سالهای پس از انقلاب اسلامی به شمار آورد. قسمت شیرین این حوادث حضور پر شور ملت در انتخابات ریاست جمهوری و رای مجدد به آرمانهای انقلاب اسلامی و حضور حماسی در راهپیمایی های 13 آبان ، روز قدس، 9 دی و 22 بهمن بود. و بخش تلخ آن خیانت عده ای از خواصِ غافل یا معاند به رای ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی که خواسته یا ناخواسته به آلت دست ضد انقلاب تبدیل شدند و حتی در برهه ای از زمان از آنان نیز پیشی گرفتند. از دروغ بزرگ تقلب در انتخابات گرفته تا تهمت بزرگ تجاوز و در نهایت ، اقدامات ضد اسلامی و انقلابی آنان در روز عاشورا . اما این بلاهت و حماقت با واکنش شدید ملت ایران در 9 دی روبرو شد . واین حضور حماسی ملت ایران بود که خواص مردود را به اجبار برای ادامه ی حیات سیاسی شان به واکنش واداشت . بسیاری از آنان که تا آن روز  حقیقت را نمی دیدند و یا خود را به کوری زده بودند با سیلی محکم ملت ایران از خواب غفلت بیدار شدند و سعی داشتند خود را به خیل عظیم ملت ایران متصل نمایند.بگذریم از بی خاصیتی این خواص که قلم از شرح رفتار و کردار آنان شرم دارد!
یکی از جملات مشهوری که پس از قیام میلیونی ملت رشید ایران در 9 دی شنیده شد صحبت رئیس قوه ی قضاییه بود که گفت : "پیام شما را شنیدم، با سران فتنه برخورد می کنم" این موضع کم نظیر و انقلابی از رئیس قوه ی عدلیه به مثابه ی مرهمی بود به زخم ملت انقلابی ای که چندین ماه جولان و یاوه گویی های سران فتنه را دیده و شنیده بودند و به هیچ وجه حاضر نبودند از خواسته های به حق خودکه محاکمه ی سران فتنه(موسوی، خاتمی، کروبی، موسوی خوئینی ها) بود کوتاه بیایند.
اما اوضاع به گونه ای رقم خورد که احساس می شد قوه ی عدلیه نمی تواند یا شاید هم نمی خواهد با سران فتنه برخورد کند.حتی حضور بی سابقه ی مردم درراهپیمایی 22 بهمن و اتمام حجت آنان با مسئولین سبب نشد تا مسئولین قضایی به خود آیند و به وظیفه ی ذاتی خود عمل نمایند.

سال 88 هم با مظلومیت ملت ایران به پایان رسید و این سران فتنه بودند که سرخوش ازاقدامات کثیف خود ( به نظام تهمت زده بودند ، آشوب و اغتشاش به پا کردند ، بیانیه دادند، دروغ گفتند، در روز عاشورا رقصیدند ، 4 شنبه سوری و 13 به در سبز راه انداختند ) بدون کوچکترین ابراز پشیمانی ویا عقب نشینی خود را برای احراز صلاحیت جهت شرکت در انتخابات آینده مهیا می کنند و این در حالی است که قوه ی عدلیه ی ما کماکان در اغماست!!

پ.ن: بنده به هیچ وجه قصد نادیده گرفتن اقدامات ارزشمند قوه ی قضائیه را ندارم. جدیت قوه ی قضائیه در برخورد با مفاسد اقتصادی و همراهی با دولت عدالت محور در این زمینه قابل تقدیر است.               امیدواریم در سال جدید با همت مضاعف مسئولین قضایی سران فتنه در دادگاه پاسخگوی اعمال خود باشند.

پ.ن.بی ربط: آقای علی مطهری رو می شناسید . بنده ی حقیر ناچیز کلی با نظرات ورفتار های سیاسی ایشون مشکل دارم وایشون رو از مصادیق بارز سیاسیون دو پهلو میدونم ولی انصافا چند مدتی هست که ایشون خیلی منطقی وجالب دارن از ماهیت حجاب دفاع میکنند. در حالی که بقیه در فکر ملاقات با ستاره که نه جلفمن های سینما هستند.تو این مورد خاص خدا حفظشون کنه

پ.ن.بی ربط تر:دیروز علارغم میل باطنی وظاهری به پیشنهاد یکی از دوستام (ه.ب)رفتیم نمایشگاه......اولش کلی مقاومت کردم وگفتم داداش بی خیال نمایشگاه رفتن گناهش بیشتر از صوابشه...بعد هم کلی دلیل آوردم  اما نشد رفتیم .... چشتون روز بد نبینه ماجرای ما از داخل مترو شروع شد تا ... همون جا .ولی وجدانا عجب نمایشگاهی بود . همون اول نمایشگاه کنار غرفه ی بسیج دانشجویی چشمون به جمال که نه به چیز سر کار خانوم جنیفر روشن شد غرفه مال کجا بود نمی دونم ولی خوش سلیقه بودند...اینو هم بگم که انصافا غرفه دارای نمایشگاه کمتر از اون خانوم لپز نبودن...تازه کلی هم طرفدار داشتن .مشتری بجای نگاه کردن به کتابا به  یه جاهای دیگه نگاه می کرد البنه این نگاه ها هم با عشوه های طرف مقابل جواب دندان شکنی دریافت می کردن. اینایی که گفتم تازه ورودی نمایشگاه بود داخل نمایشگاه گویا وضعیت دلچسبتر بوده که البته ما چشامون لیاقت دیدنشونو نداشت ... طولانی شد انشاالله تو پست بعدی بیشتر توضیح میدم

بسم رب المهدی

سلام سلام

به اطلاع کلیه ی مخاطبان گرامی  می رساند این وبلاگ به سید یاسین موسوی واگذار شده و مسئولیت کلیه ی مطالب درج شده در این وبلاگ بر عهده ی ایشان می باشد.

اللهم احفظ وانصر قائدنا و مرجعنا و ولی امرنا سید علی الخامنه ای